طبعاً آن را از بطليموس (دوم ـ 1) و فيلوپونوس (ششم ـ 1) اقتباس كرده بود. در واقع او دو رساله درباب اسطرلاب نوشت كه در اولي (پيش از سال 1335) ساختن اسطرلاب توصيف شده بود. از كثرت نسخههاي خطي آن (دستكم 26 تا) پيداست كه آن رساله خواهان زيادي داشته است. مدتي بعد (حدود 1350؟) رسالهٴ ديگري نوشت كه در آن روش تصوير نمودن خطوط واقع بر سطح كروي را بر صفحه توصيف كرده است.
در سال 1324 رسالهاي خطاب به آندرونيكوس دوم درباب لزوم اصلاح تقويم نوشت. با تأكيد خاص روي تعيين روز عيد پاك. اين رساله در
تاريخ او نقل شده است. گمراه كننده خواهد بود اگر آن را پيشگامي فوقالعاده بر تقويم گريگوري بدانيم كه در سال 1582 از سوي گريگوريوس سيزدهم عرضه شد. البته اين كاري است كه برخي فضلا با بازي كردن با نام گريگوراس و گريگوريوس كردهاند. ضرورت اصلاح تقويم را رابرت گروستست (سيزدهم ـ 1)، سپس بار ديگر راجر بيكن (سيزدهم ـ 2)، اظهار كرده بودند و در سال 1344 كلمنس ششم فرمان داد ژان دومور و فيرمن دو بووال گزارشي در اين باب تهيه كنند (آوينيون 1345).1 اين فكر اولاً از سدهٴ دوازدهم در اذهان غربيان بود، همچنان كه در سدهٴ چهاردهم ذهن مسيحيان شرقي را مشغول ميداشت. آنچه محتاج توضيح است، تأخير بيشتر ناشي از تعصبات ديني و آشفتگيهاي سياسي بود. هنگامي كه سرانجام اين اصلاح در سال 1582 به اهتمام كليساي كاتوليك صورت گرفت، كليساي ارتدكس از پذيرش آن سر باز زد و امروز هم آن را نپذيرفته، مگر هنگامي كه از سوي دولتها ناگزير شده است.
نيكهفوروس تقويم تازهاي براي عيد پاك تهيه كرد كه مورد حملهٴ بارلام قرار گرفت و ايساك آرگيروس (چهاردهم ـ 2) آن را در تقويم خودش نقل كرد.
نيكهفوروس برخي آثار رياضي قديم يوناني و حساب نيكوماخوس جيراسي (اول ـ 2)، را شايد نزد تيودوروس متوخيتس يا با راهنمايي او مطالعه كرده بود، ولي به رياضيات ناب علاقهاي نشان نداد و تنها رسالهٴ كوتاهي درباب محاسبات هندسي نوشت كه اهميت ندارد. در عوض به موسيقي و فيزيك علاقه نشان داد. بطليموس پيشاز آنكه بتواند
كتاب هارموني خود را تكميل كند وفات يافته بود. آخرين فصلي كه او نوشت، فصل سيزدهم از مقالهٴ سوم بود.
نيكهفوروس سعي در تكميل آن كرد و تلاش او مورد حملهٴ شديد رقيبش بارلام واقع شد.
بالاخره شرحي بر جغرافياي بطليموس به او منسوب است. ممكن است او به جنبهٴ رياضي جغرافيا علاقه داشته است، حال آنكه احتمالاً معاصرانش بيشتر به راهنامهها يا كتابهاي ضعيفي مانند
جغرافياي بلِـميدِس (سيزدهم ـ 2) علاقه داشتند.